سوالات متداول

تعريف نشوز

سوال :

منظور از نشوز چيست و قوانين مربوط به آن كدامند لطفاً در اين مورد توضيحات كاملي بفرماييد؟


جواب :

نشوز در لغت به معني سركشي كردن است و ناشزه به زني اطلاق مي شود كه از ايفاء وظايف زناشويي و اطاعت شوهر خودداري مي ورزد.

پس از انعقاد عقد نكاح زن مستحق نفقه است و به استناد ماده 1108 قانون مدني : “هر گاه زن بدون مانع مشروع از ايفاء وظايف زناشوئي امتناع كند مستحق نفقه نخواهد بود.

بنابر اين نشوز نفقه  را ساقط مي نمايد.

بدقولي شوهر و طلاق

سوال :

- دختري 18 ساله هستم كه حدود 6 ماه قبل ، خانواده‌اي كه در همسايگي ما زندگي مي‌كردند، مرا براي پسر خود خواستگاري كردند. در آن شرايط اصلاً قصد ازدواج نداشتم زيرا در رشته مورد علاقه خود در دانشگاه قبول شده و بايد تحصيل خود را آغاز مي‌كردم. با اصرار والدين خود و خانواده داماد و تأكيد بر اين نكته كه درس خواندن مانع ازدواج و تشكيل زندگي نمي‌باشد و ضمناً داماد نيز دانشجوي سال دوم بوده و مايل به تشكيل يك زندگي دانشجويي مي‌باشد ، بالاخره با مهريه 14 سكه بهار آزادي به عقد ايشان درآمدم. پدر داماد نيز در هنگام عقد كتباً متعهد شد كه يك آپارتمان براي پسرش در نزديكي محل سكونت والدينم خريداري كرده و 3 دانگ آن را به نام من و سه دانگ ديگر را به نام پسرش بنمايد. در ضمن در زمان عقد ، داماد در مؤسسه‌اي شاغل بوده و حدود دويست هزار تومان در ماه حقوق دريافت مي‌كرد، اما بعد از ازدواج به يكباره همه چيز تغيير كرد. پدر داماد حاضر به انجام تعهد خود مبني بر خريد يك واحد آپارتمان جهت شروع زندگي مشترك نشده و اصرار مي‌نمايد در يك اطاق در خانه ايشان ، زندگي مشترك را آغاز كرده و داماد نيز شغل خود را رها كرده و مي‌گويد كه تا پايان تحصيلات ، قصد كاركردن ندارد و علاوه بر دو مورد فوق اصطكاك هاي روحي و اخلاقي نيز آغاز شده‌است. چه راه حل حقوقي جهت حل مشكل و يا طلاق دارم؟ لطفاً مرا راهنمايي كنيد.


جواب :

در پاسخ به اين خواهر گرامي بايد چند نكته عرض شود :

اول آنكه چنانچه پدر داماد تعهد بر خريد يك دستگاه آپارتمان و واگذاري سه دانگ آن به شما را كرده‌باشد، بايد از عهده انجام تعهد خود برآيد. در واقع مي‌توان گفت كه سه دانگ آپارتمان مذكور جزئي از مهريه شما مي‌باشد كه به صورت شرط ضمن العقد بوده و متعهد (پدر داماد) بر طبق مواد 220 و 237 قانون مدني موظف به انجام آن مي‌باشد.

دوم آنكه بر طبق ماده 1106 قانون مدني ، شوهر موظف به پرداخت نفقه همسر خويش مي‌باشد و بر طبق ماده 1107 همان قانون ، تهيه مسكن متناسب و متعارف با وضعيت زوجه ، از تكاليف شوهر مي‌باشد.

لذا شوهر حق الزام كردن شما به زندگي با خانواده خود را نداشته و مي‌توانيد به دادگاه مراجعه و تقاضاي نفقه خود را بنمائيد.

سوم آنكه بموجب ماده 1085 قانون مدني ، زن مي‌تواند تا دريافت مهريه ، از ايفاء وظائفي كه در مقابل شوهرداشته ، خودداري كرده بدون آنكه حق مطالبه نفقه او ساقط شود.

با توجه به سه نكته فوق ، مي‌توانيد مطالبه مهريه تعيين شده در عقدنامه و همچنين الزام پدر شوهر به انجام تعهد خود و همچنين الزام همسر به تهيه مسكن متناسب با شؤونات خود را درخواست كرده و تا انجام تمام موضوعات فوق ، زندگي مشترك خود را آغاز ننمائيد.

اما صرفنظر از مسائل حقوقي و قانوني فوق الذكر، بايد يك نكته بسيار مهم نيز اضافه شود.

ازدواج و تشكيل خانواده در زمره مهمترين و شايد مقدس ترين اموري است كه هر جوان در زندگي خود بدان مبادرت مي‌ورزد. استحباب شديد ازدواج و توصيه مؤكد رهبران ديني به انجام اين امر خطير ، ناشي از تأثيرات بسيار مثبت آن در سرنوشت فردي و اجتماعي بشر مي‌باشد. لذا خداي ناكرده نبايد با تصميمات عجولانه و يا نابخردانه ، كاري كنيم كه اين امر مهم يعني ازدواج با كاركردهاي بسيار مثبت اجتماعي ، داراي پيامدهاي منفي روحي براي خود و نزديكان و آثار منفي براي اجتماع ايجاد نمايد.

لذا توصيه مؤكد به اين خواهد گرامي اين است كه با بهره برداري از كمك نزديكان و بزرگان فاميل و استمداد جستن از نظرات مشورتي كارشناسان خبره و وساطت دوستان دو فاميل، سعي در ريشه يابي علت و يا علل بروز مشكلات مذكور و پيدا كردن راه حل منطقي براي آن باشيد.

فراموش نفرمائيد كه طلاق آخرين راه حل مي‌باشد و نه اولين راه حل.  

 

ممانعت از ديدار فرزند

سوال :

مدت 1 سال است كه از شوهرم جدا شدم، يك پسر 5 ساله داشتم كه دادگاه حضانت وي را به شوهرم داد ولي شوهرم مانع از ملاقات من و فرزندم مي شود . ايا مي توانم از وي شكايت كنم ؟


جواب :

مطابق ماده 632 قانون مجازات اسلامي : “اگر كسي از دادن طفلي كه به او سپرده شده است در موقع مطالبه اشخاصي كه قانوناً حق مطالبه دارنذ امتناع كند به مجازات از سه ماه تا شش ماه حبس و يا به جزاي نقدي از يك ميليون و پانصد هزار ريال تا سه ميليون ريال محكوم خواهد شد.“

همچنين ماده واحده مصوب سال 1365 مربوط به قانون حضانت نيز چنانچه حضانت طفل به عهده كسي قرار گيرد و آن شخص مانع اجراي حكم شود و يا از استرداد طفل امتناع كند دادگاه صادر كننده حكم وي را الزام به عدم ممانعت و يا استرداد و در صورت مخالفت به حبس تا اجراي حكم محكوم خواهد كرد.

از انجايي كه ملاقات طفل حق والدين است شما مي توانيد با استناد به مواد فوق به دادگاه خانواده شكايت خود را تقديم كنيد.

مسئوليت پدر و مادر

سوال :

دبير سال دوم هستم . در بين دانش آموزانم ، دانش آموزي دارم كه پدر و مادرش با هم اختلاف دارند و او را همراه با سه خواهر و برادر ديگر گذاشته اند و رفته اند . هيچ يك از آنها مسئوليت اين 4 فرزند را به عهده نمي گيرند و من همراه بعضي از همكاران براي آنها خانه اي اجاره كرديم و زندگي آنها با كمك ديگران مي گذرد  مي خواستم بدانم آيا قانوني وجود دارد كه پدر و مادر آنها را مجبور كند مسئوليت آنها را به عهده بگيرند و يا حمايتي از آنها بكند؟


جواب :

بموجب ماده 1199  قانون مدني ، بترتيب پدر ، جد پدري و مادر مسئول پرداخت نفقه اولاد خود مي باشند.

لذا بايد بر عليه مسئولين پرداخت نفقه دانش آموزان مذكور ، اقامه دعوي نمود. چون خود كودكان بدليل صغر سن، نمي توانند عليه پدر و يا جد پدري و يا مادر اقامه دعوي نمايند ،

ابتدا توسط دادگاه يك نفر بعنوان “قيم اتفاقي” براي كودكان تعيين خواهد شد.

سپس فرد مذكور اولاً عليه مسئولين پرداخت نفقه اقامه دعوي نموده و پس از شناسائي اموال آنها ، نفقه آنها برداشت خواهد شد.

ثانياً بر طبق ماده 642 قانون مجازات اسلامي ، استمكاف از پرداخت نفقه افراد واجب النفقه ، جرم بوده و مرتكب به مجازات از سه ماه و يك روز تا پنج ماه حبس محكوم خواهد شد.

ثالثاً سازمان بهزيستي نيز بر طبق قانون ، فعلاً (تا انجام مراحل فوق ) مكلف به نگهداري آنها (بعنوان اشخاص بي سرپرست) و تأمين مخارج مربوطه مي باشد.

سرپرستي نوه

سوال :

مردي 70 ساله هستم كه پسرم را در تصادف رانندگي از دست دادم از پسرم دو فرزند پسر باقي مانده است و عروسم كه زن جواني است قصد ازدواج دارد. او به هيچ‌وجه حاضر نيست نوه‌هايم را به من بسپرد ولي از آنجايي كه من دوست ندارم آنها با ناپدري زندگي كنند مايل به سرپرستي آنها مي‌باشم آيا مي‌توانم از دادگاه تقاضاي سرپرستي آنها را نمايم؟

سؤال بعدي من اين است كه آيا وي مي‌تواند شوهرش را به خانه پسر مرحوم من بياورد و در آنجا با هم زندگي كنند؟ آيا من مي‌توانم از اين كار ممانعت كنم؟

 


جواب :

طفل صغير تحت ولايت و سرپرستي پدر و جد پدري خود است و پدر وجد پدري نسبت به طفل ولايت دارند.

مواد 1180 و 1181 و 1183 قانون مدني مبناي قانوني ولايت پدر و جد پدري براطفال است. يعني با وفات هر يك از پدر يا جدپدري حق ولايت توسط ديگري اعمال خواهد شد.

اين پدر گرامي مي‌تواند هرگونه مالي را كه متعلق به نوه‌هايشان مي‌باشد تحت كنترل خود درآورند ونسبت به اموال باقيمانده از پسرشان كه به دو فرزندش رسيده است، هرگونه تصميمي  كه مخالف مصلحت و غبطه صغيرها نباشد را اتخاذ كند. مادر بچه‌ها، حق هيچگونه مداخله نسبت به اموال صغار را نخواهد داشت و همچنين مي‌تواند از محكمه تقاضاي رفع تصرف حقوقي و فيزيكي هر شخصي كه مال صغير را در دست دارد، بنمايند و حتي سكونت مادر در منزلي كه متعلق به اطفال است، جز در مورد قسمتي كه متعلق به مشاراليها است، منوط به اجازه جدپدري بچه‌هاست. اما درخصوص حضانت و نگهداري اطفال، ماده 1181قانون مدني مي‌گويد:“در صورت فوت يكي از ابوين حضانت طفل با آنكه زنده است خواهد بود…”

بنابراين حضانت اطفال با مادر ايشان مي‌باشد حتي اگر با توجه به “قانون واگذاري حق حضانت فرزندان صغير يا محجور به مادران آنها مصوب 6/5/1364” ، مادر بچه ها  ازدواج هم بكند همچنان حق حضانت بچه‌هايش با مادر است اما نفقه و خرج زندگي فرزندان وفق ماده 1199 قانون مدني در وهلة اول با جد پدري است و مادر نيز مي‌تواند نفقه فرزندان را در ايامي كه حضانت برعهده اوست مطالبه كند.

 

حضانت

سوال :

- در سال 1380 از همسرم جدا شدم و دادگاه حضانت فرزند مشتركمان را به پدرش سپرد. در طول اين چهار سال دخترم با پدرش در شهرستان زندگي مي‌كرده و اكنون براي گذراندن تعطيلات تابستاني در تهران نزد من است. آيا حالا كه دخترم 13 ساله شده و تمايل دارد نزد من بماند. مي‌توانم حضانت وي را از دادگاه بگيرم. در ضمن من توانايي مالي براي نگهداري و سرپرستي دخترم دارم.

با توجه به اينكه همسر سابقم (پدر دخترم) در شهرستان زندگي مي‌كند آيا براي حضانت وي بايد به دادگاه شهرستان مراجعه كنم يا دادگاه خانوده تهران كه طلاق در آنجا واقع شده است؟


جواب :

در پاسخ به سؤال خواننده محترم بايد اظهار شود كه چنانچه فرزندتان تمايل به زندگي با شما دارد ، ديگر نيازي به احراز تمكن مالي شما نبوده ، چون نفقه وي بر عهده پدرش مي‌باشد.

اما تبصره ذيل ماده 1169 قانون مدني اصلاحي 1382 چنين اشعار داشته است : “بعد از هفت سالگي در صورت حدوث اختلاف ، حضانت طفل با رعايت مصلحت كودك به تشخيص دادگاه مي‌باشد”.

لذا احراز صلاحيت شما براي نگهداري و حضانت وي ، به عهده دادگاه مي‌باشد.

براي تقديم دادخواست نيز مطابق صدر ماده 11 قانون آئين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني ، بايد به دادگاه محل اقامت خوانده (پدر كودك) مراجعه نمائيد.

 

 

حضانت پس از ازدواج

سوال :

سالها پيش شوهرم را از دست داده ام و دو فرزند 8 و 12 ساله دارم . حال پس از سالها احساس تنهايي تصميم به ازدواج مجدد دارم. خواستگارم فرزندانم را قبول كرده آيا در صورت ازدواج ميتوانم همچنان حضانت بچه ها را داشته‌باشم. لطفاً مرا راهنمايي كنيد؟


جواب :

قانون حضانت فرزندان صغير يا محجور به مادران آنها مصوب مرداد 1364  چنين اشعار داشته است : “حضانت فرزندان صغير يا محجوري كه پدرانشان به مقام والاي شهادت رسيده يا فوت شده باشند با مادران آنها خواهد بود و هزينه متعارف زندگي اين فرزندان چنانچه از اموال خودشان باشد در اختيار ولي شرعي است و اگر از طريق بودجه دولت و يا از بنياد شهيد پرداخت مي‌شود در اختيار مادرانشان قرار مي‌گيرد مگر آنكه دادگاه صالح در موارد ادعاي عدم صلاحيت مادر حكم به عدم صلاحيت بكند”.

بنابراين مطابق قانون صدرالذكر فرزندان صغير ، نزد مادر خود ولو با وجود و حيات جد پدري نگهداري و تربيت مي‌شوند و حضانت آنها با مادرشان مي‌باشد.

در خصوص ازدواج مادري كه فرزندان صغير خود را تحت حضانت و نگهداري خود قرار داده منع قانوني وجود ندارد و ازدواج مادر مانع از حضانت وي نخواهد بود.

مطابق تبصره 2 قانون فوق : “ازدواج مادراني كه در ماده واحده ذكر شده‌است مانع از حق حضانت آنها نمي‌گردد”.

بنابراين تنها توصيه اي كه به اين مادران مي‌شود اين است كه دقت و توجه كافي در ازدواج دوم خود مبذول دارند تا هم خود و هم كودكان آنها از پشتوانه عاطفي و رواني محكمي برخوردار شوند.

ذكر اين نكته نيز ضروري مي‌باشد كه اگر خود مادر نخواهد و يا نتواند از فرزندانش نگهداري نمايد و يا صلاحيت اخلاقي وي از بين برود حضانت كودكان به جد پدري آنها (در صورتي كه در قيد حيات باشد ) و در صورت فوت جد پدري به ساير اقربا يا مؤسسات ديگر با نظر دادگاه واگذار خواهد شد. ‌

 

همسرم جهيزيه ام را فروخته

سوال :

: خانمي هستم 23 ساله كه يك سال و نيم قبل به عقد مردي درآمدم؛ او بنا به شرايط موجود از اعتماد ما سوء استفاده مي كرد. همه اموال و جهيزيه مرا به قصد خريد خانه فروخت. بعد از مدتي معلوم شد كه اصلاً قصد خريد خانه نداشته است.در اين مدت باردار شدم كه به اصرار همسرم، فرزندم را سقط كردم. او اكنون به دادگاه شكايت كرده و حاضر به طلاق يا پرداخت مهريه ،‌نيست؛ فقط مرا قاتل فرزندش مي داند؟


جواب :

خواهر محترم با سلام!

اموال و جهيزيه از جمله دارائي شخصي تلقي مي شود. كه متعلق به شما و در مالكيت شما مي باشد. لذا اگر زوجه و يا با فريب و نيرنگ و دادن وعده هاي دروغين اموال زوجه را كه به صورت امانت در اختيار او مي باشد بفروش برساند تحت عناوين خيانت در امانت و يا كلاهبرداري قابل تعقيب كيفري خواهد بود.

در مورد مهريه نيز مي توانيد ضمن مراجعه به دادگاه صالح( دادگاه خوانواده) تقاضاي وصول آن را بنمائيد و بدون شك دادگاه حكم به الزام پرداخت مهريه توسط شوهر را صادر خواهد كرد اما معمولاً به دليل ادعاي زوج مبني بر عدم تمكن مالي براي پرداخت نقدي مهريه، محاكم مبلغ مهريه را قسط بندي كرده و شوهر، ملزم به پرداخت نفقه مي باشد و در صورت سرپيچي از انجام وظيفه خود،‌هم قابل تعقيب جزائي است و هم سرپيچي وي بهانه اي براي درخواست طلاق از سوي شما خواهد بود.

به هر حال اگر ادامه زوجيت و زندگي مشترك به هر نحو موجب عسر و حرج و ضرر و زيان و يا منافي با حيثيت و آبروي شخصي و خانوادگي شما مي باشد مسلماً حق تقديم درخواست طلاق به دادگاه را داريد.

در پايان، اين نكته را به شما خواهر محترم ياد آوري مي كنيم كه شما در سني هستيد كه تشخيص صحيح مسير زندگي آينده و اين كه كدام راه را بايد انتخاب نمائيد قدري مشكل و پيچيده است حتماً با والدين خود و يا كارشناسان تعليم و تربيت براي اقدام به هر كاري، از قبل مشورت نمائيد. در مصاف با مشكلات زندگي، نزاع و درگيري و در نهايت طلاق، تنها راه حل نيست و بلكه بدترين راه حل است تلاش كنيد با شوهرتان راه گفت و گو و درك متقابل را در پيش بگيريد، و فداكاري و صبر را نيز چاشني اقدامات خود نمائيد فراموش نكنيدكه محبت نيز لازمه زندگي مشترك است. اين جمله حضرت علي(ع) را به خاطر بسپاريد كه «انسانها بنده محبت هستند».

 

نفقه

سوال :

يك سال است كه دختري از اقوام را عقد كرده ام ، من و او هر كدام در منزل پدري خود زندگي مي كنيم ولي بر اثر اختلافات زيادي كه از همان روزهاي اول شروع شد از من به خاطر نپرداختن نفقه شكايت كرده آيا به خاطر اين مسأله بايد به زندان بروم ؟


جواب :

ماده 1102 قانون مدني اشعار مي دارد : “همين كه نكاح به طور صحت واقع شد ، روابط زوجيت بين طرفين موجود و حقوق و تكاليف زوجين در مقابل همديگر برقرار مي شود.”

مطابق ماده 1106 قانون مدني ، نفقه زوجه در نكاح دائم بر عهده شوهر قرار دارد.

لذا به طور كلي پس از ازدواج ، شوهر به شرط تمكين زوجه ، ملزم به تأديه نفقه است و چنانچه از پرداخت آن استنكاف ورزد ، بر طبق ماده 642 قانون مجازات  اسلامي به حبس از سه ماه و يك روز تا پنج ماده محكوم خواهد شد. البته همانطور كه گفتيم ،  تعيين مجازات ، مشروط به تمكين زوجه در مقابل شوهر مي باشد.

بنابراين چنانچه زوجه تمكين كرد (ايجاد رابطه زوجيت) نفقه او بر عهده شوهر است و در صورت عدم تمكين زوجه نفقه او ساقط مي شود . اما چنانچه زوجه قبل از ايجاد رابطه زناشويي از حق حبس خويش استفاده كند و تمكين را منوط به پرداخت مهريه نمايد ، مشروط بر اينكه مهريه او حال باشد در اين صورت مي تواند نفقه خود را    مطالبه كند ولي با توجه به رأي وحدت رويه شماره 633 مورخه 14/2/78 هيأت عمومي ديوانعالي كشور ، مفاد ماده 642 قانون مجازات اسلامي (حكم به مجازات شوهر ) در  اين مورد به اجرا در نخواهد آمد.

مينو دشتي ـ هرمزگان

سوال :

معيار درست بودن شرط ضمن عقد چيست؟‌و آيا هر شرطي را مي توان در ضمن عقد لحاظ كرد؟


جواب :

مفاد مواد 232 و 233 قانون مدني، پاسخ اين خواننده محترم است. به اختصار عرض مي نمايم كه درج بعضي از شروط در ضمن عقد، باطل است اما هيچگونه تأثيري در صحّت عقد ندارد. شرطي كه انجام آن مقدور نبوده و يا نفع و فايده اي در اجراي آن نباشد و يا شروطي كه نامشروع باشد. باطل است اما عقد صحيح خواهد بود.

تنها باطل است بلكه باعث و موجب بطلان عقد نيز مي شود. قانون مدني در ماده 233 به اين موضوع پرداخته است. «شرط خلاف مقتضاي عقد» و «شرط مجهولي كه جهل به آن موجب جهل به عوضين شود» از همين نوع شروط مي باشند. توضيح و تفسير اين نوع شرط از حوصله اين مجله خارج است اما به اختصار مي گوئيم؛ اولاً هيچ شرطي نبايد در عقد درج شود به گونه اي كه اجراي آن منافي و مغاير با هدف اصلي از انجام معمله باشد و ثانياً در هر معاله، عوضين بايد كاملاً روشن باشد لذا نبايد با درج شروط ضمن العقد باطل است و هم عقد باطل مي شود.