سوالات متداول

عيوب مرد

سوال :

: چه بيماريهايي باعث مي شود بدون در نظر گرفتن حق مرد طلاق جاري شود؟


جواب :

در قانون مدني، وجود عيوب خاص در مرد، سبب مي شود زن حق فسخ نكاح مي باشد. ماده 1122 قانون مدني وجود 3 عيب در مرد را موجب حق فسخ نكاح براي زوجه بر شمرده است كه عبارت از «عنن»، «حضاء» و «مقطوع بودن آلت تناسلي» مي باشد.

شرح هر يك از عيوب مذكور را در كتب حقوق خانواده و يا رساله هاي عمليه مي توان ملاحظه كرد.

طلاق و رجوع

سوال :

دختري 21 ساله هستم كه مدتي پيش از همسرم جدا شدم. قبل از طلاق دادخواست مطالبه مهريه ام را تقديم دادگاه نموده و اموالي از وي را نيز توقيف كرده بودم. بعد از مدتي با حضور در شعبه دادگاه رضايت دادم كه پرونده مطالبه مهريه مختومه شده و با طلاق توافقي از هم جدا شويم.

حال كه مدتي از طلاق مي‌گذرد همسر سابقم مرتباً مرا تهديد مي‌كند كه چون به مراكزي كه سابقاً براي توقيف اموال وي مراجعه كرده بودم (مثل اداره راهنمايي و رانندگي و بانك) مجدداً مراجعه نكرده و از اموال وي رفع توقيف نكرده‌ام ، اين به معناي عدم رضايت بوده و در واقع نوعي رجوع به مهريه محسوب مي‌شود و متقابلاً او نيز مي‌تواند طلاق را باطل كند و من دوباره همسرش هستم. حال سؤال من اين است كه آيا وي واقعاً مي‌تواند طلاق را باطل كند؟ با توجه به اينكه من هيچ علاقه اي به ادامه زندگي با وي ندارم آيا با اين اوصاف وي مي‌تواند رجوع نمايد ؟


جواب :

با توجه به رضايت خواهر محترم مبني بر مختومه كردن پرونده مطالبه مهريه، زوج مي‌تواند با مراجعه به شعبه اي از دادگاه خانواده كه پرونده طلاق در آن مطرح بوده، حكم رفع توقيف از اموالش را دريافت نموده و شخصاً اقدام به رفع توقيف نمايد و نيازي به حضور زوجه نمي‌باشد .

از آنجايي كه ايشان با طلاق خلع از همسرشان جدا شده‌اند و طلاق خلع طلاقي است كه زن به واسطه كراهتي كه از شوهر خود دارد در مقابل مالي كه به شوهر مي‌دهد طلاق مي‌گيرد. اعم از اينكه اين مال عين مهر يا معادل آن يا بيشتر و يا كمر از مهر باشد.

اگر در ايام عده زن به مالي كه بذل كرده رجوع كند ، مرد نيز حق رجوع به زوجيت را پيدا مي‌كند.

يعني با رجوع به مابذل (آنچه كه بذل كرده است) طلاق از حالت بائن[1] خارج شده و رجعي مي‌شود. در اينجا مرد مخير است كه با بازپرداخت مابذل به زوجيت رجوع كند يا اينكه به زوجيت رجوع نكند كه در اين صورت با انقضاي مدت عده ، طلاق به طور قطعي محقق مي‌شود.

[1] . طلاق بائن طلاقي است كه در آن حق رجوع نيست.

طلاق و رابطه كاري طولاني

سوال :

هشت سال پيش با مردي ازدواج كردم و در تمام اين سالها علاوه بر اينكه تمام سختيها و ناملايمات را تحمل كرده‌ام ، در مغازه عكاسي شوهرم نيز كار مي‌كردم ولي شوهرم به حساب اينكه ما زن و شوهريم و به لحاظ رفاقت و همدلي فيمابين به من هيچ حقوقي پرداخت نمي‌كرد و بيمه نيز نبودم.

مدتي است كه به بهانه هاي واهي زندگي را به من تلخ كرده و مي‌گويد برو طلاق بگير. ضمناً عقد نامه مرا نيز مخفي كرده است.چندي است كه با حالت قهربه منزل پدرم آمده ام آيا اگردرخواست طلاق كنم مهريه ام ساقط مي‌شود ؟ آيا بدون عقدنامه مي‌توانم اقدام قانوني عليه وي انجام دهم ؟


جواب :

طبق ماده 1082 قانون مدني : “به مجرد عقد ، زن مالك مهر مي‌شود و مي‌تواند هر نوع تصرفي كه بخواهد در آن بنمايد”.

در فرض سؤال ، چنانچه شما منزل مشترك را ترك كرده‌ايد تنها حق شما به دريافت نفقه ساقط شده و هيچ ربطي به موضوع مطالبه مهريه نداشته وحتي بر طبق تبصره ذيل ماده فوق الذكر،  مي‌توانيد مهريه تان را به نرخ روز دريافت كنيد .

اما اگر شوهر شما درخواست طلاق را تقديم دادگاه كند، موظف به پرداخت تمام مهريه و ساير حقوق قانوني از جمله اجرت المثل ايام زندگي كه در منزل و مغازه ايشان كار كرده‌ايد ، خواهد بود. اما چنانچه شما درخواست طلاق نماييد بايد رضايت زوج در طلاق را با بخشيدن مهريه ، جلب نماييد.

در خصوص مخفي كردن عقد نامه توسط شوهرتان نيز مي‌توانيد با مراجعه به دفترخانه اي كه عقد نكاح شما در آن ثبت شده، نسخه اي رسمي از عقد نامه را دريافت كنيد.

اما در خصوص همكاري با شوهرتان در مغازه عكاسي و عدم دريافت حقوق و مزايا، بايد به اطلاع برسانم كه با تقديم شكوائيه به هيأتهاي حل اختلاف و تشخيص مستقر در ادارات كار ، مجاز به مطالبه حقوق ايام گذشته از وي مي‌باشيد.

 

طلاق همسر آلماني

سوال :

سالها پيش به قصد ادامه تحصيل به آلمان رفته و با دختري آلماني ازدواج كردم عليرغم تلاش زياد براي ادامه زندگي به دليل اختلافات فرهنگي نتوانستيم زندگي كنيم و با داشتن دو فرزند قصد جدايي داريم.

براي مدتي نزد خانواده ام بازگشته‌ام ولي در مورد اينكه قوانين ايران چه راه حلي براي من پيش بيني كرده و من چگونه مي‌توانم همسر خارجي ام را طلاق دهم چيزي نمي‌دانم .

آيا فرزندانم قانوناً به مادر آنها داده مي‌شود و يا من مي‌توانم در ايران با آنها زندگي كنم. لطفاً مرا راهنمايي كنيد؟


جواب :

بر اساس ماده 6 قانون مدني : “قوانين مربوط به احوال شخصيه از قبيل نكاح و طلاق و اهليت اشخاص و ارث در مورد كليه اتباع ايران ولو اينكه مقيم در خارجه باشند مجري خواهد بود”.

همچنين مطابق بند 6 ماده 976 قانون مدني هر زن تبعه خارجي كه شوهر ايراني اختيار كند ايراني محسوب مي‌شود.

ضمناً اضافه مي‌شود كه بموجب ماده 963 قانون مدني : “اگر زوجين تبعه يك دولت نباشند روابط شخصي و مالي بين آنان ، تابع قوانين دولت متبوع شوهر خواهد بود”.

بنابراين درخواست طلاق كه مربوط به احوال شخصيه است در مورد كليه اتباع ايران ومطابق قوانين جمهوري اسلامي ايران مورد بررسي قرار خواهد گرفت.

لذا درخواست طلاق خود را به دادگاه صالح ايران (يعني دادگاههاي خانواده) تقديم داشته و بر طبق ماده واحده اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب 1371 مجمع تشخيص مصلحت نظام ، چنانچه اختلاف زوجين از طريق دادگاه حل و فصل نشود، دادگاه با صدور گواهي عدم امكان سازش ، امكان اجراي صيغه طلاق را فراهم خواهد كرد .

اما قبل از پاسخ دادن به آن بخش از سؤال شما در مورد حضانت اطفال بعد از طلاق، بايد يك نكته مهم بيان شود.

همانطور كه قبلاً اشاره شد ، پس از اينكه شما با دختر آلماني ازدواج كرديد تابعيت ايران را به او داده و لذا تا قبل از طلاق ، زوجه شما ايراني محسوب مي‌شود.

اما بعد از واقعه طلاق ، مطابق ماده 986 قانون مدني ، زن آلماني شما مي‌تواند به تابعيت اول خود (يعني تابعيت دولت آلمان) رجوع نموده و يا مي‌تواند تابعيت ايراني خود را حفظ كند.

حال چنانچه زوجه مطلقه شما ، تابعيت ايراني خود را حفظ كند ، مطابق ماده 1169 قانون مدني (اصلاحي سال 1382 مجمع تشخيص مصلحت نظام) ، مادر تا سن 7 سالگي براي نگهداري طفل اولويت داشته و پس از آن حضانت با پدر بوده و البته درصورت اختلاف بين پدر و مادر ، تعيين تكليف نگهداري و حضانت اطفال با دادگاه خواهد بود.

اما چنانچه زوجه بعد از طلاق ، به تابعيت آلماني خود بازگردد، مطابق ماده 964 قانون مدني: “روابط بين ابوين و اولاد تابع قانون دولت متبوع پدر است     …”.

نتيجه آنكه در هر دو صورت فوق بر طبق قوانين ايران ، وضعيت نگهداري كودكان  تعيين خواهد شد. اما اگر مادر به تابعيت آلماني خود بازگردد و ضمناً شما نيز از نظر دادگاه ، صالح به نگهداري فرزندان باشيد ، قطعاً امر حضانت و نگهداري كودكان به شما واگذار خواهد شد.

 

 

طلاق مادر

سوال :

- دختر نوجواني هستم و دو خواهر ديگر دارم كه از خودم كوچكتر هستند، متأسفانه پدر و مادرم اختلافات زيادي با هم دارند. البته من و خوهرانم ، پدرم را مقصر مي‌دانيم چون پدرم مرد بسيار بداخلاقي است و مبادرت به ضرب و شتم مادرم مي‌كند و اين مسأله روحيه ما را بسيار آزرده كرده است.

سؤال من اين است كه مادرم چگونه مي‌تواند حقوق قانوني خود را از پدرم مطالبه كند و از وي جدا شود؟ در آن صورت وضعيت من و خواهرانم به چه شكل است. آيا ما مي‌توانيم با مادرمان زندگي كنيم و آيا دادگاه پدرم را موظف به پرداخت هزينه هاي ما خواهد كرد؟ در ضمن مادرم چگونه مي‌تواند نصف اموال پدرم را از او بگيرد؟ لطفاً مرا راهنمايي كنيد؟


جواب :

در پاسخ به اين خواهر گرامي چند نكته بيان مي‌شود.

اول اينكه: ضرب و جرح و آزار جسمي زوجه توسط زوج ممنوع بوده و مادر محترم ايشان مي‌توانند با طرح شكايت كيفري در دادگاه، تعقيب و مجازات شوهرشان را تقاضا نمايند.

دوم اينكه: اين نوجوان گرامي ذكر نكرده اند كه آيا پدر ايشان نفقه همسر و فرزندان را مي‌پردازد يا خير؟ اگر اين هزينه ها توسط وي پرداخت نمي‌شود ، مادر ايشان مي‌تواند دادخواست مطالبه نفقه به طرفيت شوهرشان را تقديم دادگاه نمايند.

سوم آنكه : در صورت وقوع طلاق و با استناد به ماده 1169 قانون مدني حق نگاهداري اطفال تا سن هفت  سالگي كودك با مادر است و پس از آن با پدر خواهد بود.

مطابق تبصره ذيل ماده فوق ، اختلاف در حضانت فرزندان پس از سن هفت سالگي با رعايت مصلحت كودك به تشخيص دادگاه سپرده شده است.

البته مطابق ماده 1199 قانون مدني، نفقه اولاد بر عهده پدر است، و چنانچه حضانت و سرپرستي فرزندان به مادر سپرده شود، دادگاه مبلغي را به عنوان نفقه فرزندان تعيين مي‌نمايد و پدر مكلف به پرداخت آن است.

چهارم اينكه : چنانچه زوجه درخواست طلاق نمايد، طلاق از نوع خلع بوده و زوجه بايد تمام يا قسمتي از مهريه خود را بذل نمايد. لذا بهتر آن است كه زوجه فعلاً درخواست مطالبه مهريه را نمايد.

به مادر اين خواهر گرامي پيشنهاد مي‌شود كه تا جاي ممكن سعي كنند تا با استمداد از بستگان مشترك ، مشكلات موجود در خانواده را حل نموده و تا آنجايي كه امكان دارد از طلاق خودداري نمايند.

طلاق خلع

سوال:

طلاق خلع چيست ؟


جواب:

خلع به معني كندن و جدا كردن آمده‌است چون قرآن كريم زن و شوهر را به منزله لباس دانسته است جدا شدن آنها از يكديگر را بيرون كندن و درآوردن تشبيه كرده است.

در اصطلاح حقوقي ، خلع آن است كه زن به واسطه كراهت و تنفري كه از شوهر خود دارد با جلب توافق زوج و بخشيدن مالي به وي ، از او طلاق مي‌گيرد.

ماده 1146 قانون مدني نيز در تعريف طلاق خلع چنين آمده است : “طلاق خلع آن است كه زن به واسطه كراهتي كه از شوهر خود دارد در مقابل مالي كه به شوهر مي‌دهد طلاق بگيرد اعم از اينكه مال مزبور عين مهر يا معادل آن و يا بيشتر و يا كمتر از مهر باشد”.

به مالي كه زن در مقابل طلاق به شوهر تسليم مي‌كند اصطلاحاً “فديه” مي‌گويند.

بي مناسبت نيست كه از “طلاق مبارات” نيز سخني گفته‌شود. “طلاق مبارات” به طلاقي گفته مي‌شود كه “زن و شوهر” از يكديگر كراهت داشته و هر دو مايل به طلاق مي‌باشند. در اين صورت برخلاف طلاق خلع ، مالي را كه زوجه به شوهر خويش داده تا او را طلاق دهد نبايد بيشتر از مهريه باشد.

قانون مدني در ماده 1147 طلاق مبارات را چنين تعريف كرده‌است : “طلاق مبارات آن است كه كراهت از طرفين باشد ولي در اين صورت عوض بايد زائد بر ميزان مهر نباشد”.

طلاق “خلع و مبارات” در زمره طلاق بائن محسوب گرديده و زوج (شوهر حق رجوع به زوجه در مدت عده نداشته مگر آنكه زوجه بعد از اجراي صيغه طلاق و در مدت عده ، به مال و فديه اي كه به شوهر داده‌است ، رجوع كرده و مطالبه آن را بنمايد. در اين صورت زوج نيز حق رجوع به زوجه و بر هم زدن طلاق را خواهد داشت كه در اين صورت نكاح سابق به اعتبار خود باقي است.

 

 

 

طلاق

سوال :

سالهاست كه شوهر معتادم ما را ترك كرده و من هم اقدامي براي طلاق نكرده ام . من و بچه هايم با پدرم زندگي مي كنيم. اطرافيان اصرار زيادي دارند كه من طلاق بگيرم سؤالم اين است كه اگر طلاق نگيرم در آينده مشكلي براي من و بچه هايم به وجود خواهد آمد؟


جواب :
در صورتي كه شما قصد طلاق نداشته باشيد علي الاصول در آينده براي شما و فرزندانتان مشكلي پيش نخواهد آمد. اما اگر ايشان اموالي دارد كه شما نگران هستيد      كه اين اموال را به فروش رسانده و در راه اعتياد خودش ، صرف نمايد ، چنانچه مهريه  شما مبلغ قابل توجهي مي باشد توصيه مي شود مهريه خود را به اجرا گذارده و اموال ايشان را توقيف كرده تا بدين طريق از فروش اموال جلوگيري كرده و ضمناً از محل درآمد آنها ، نفقه خود و فرزندان را نيز وصول نمائيد. ضمناً يادآوري مي شود كه بر حسب قوانين موجود ، “اعتياد” و استعمال مواد مخدر و همچنين امتناع از پرداخت نفقه ، “جرم” بوده و شما مي توانيد عليه ايشان با طرح شكايت كيفري در دادسرا ، طرح    دعوي نموده تا بدين طريق امكان بازداشت ايشان و ترك اعتياد او را فراهم نمائيد.

 

شوهر عصبي و طلاق

سوال :

يكسال پيش با مردي ازدواج كرده ام از ابتداي زندگي شوهرم عصبي و پرخاشگر بود و داروهايي مصرف مي‌كرد . در مواردي مرا تهديد به مرگ مي‌كرد . بعد از مدتي متوجه شدم كه وي نوعي بيماري رواني دارد كه قابل درما نيست ؟ آيا به خاطر بيماري وي مي‌توانم طلاق بگيرم؟


جواب :

يكي از راههاي انحلال نكاح ، به غير از طلاق ، كه در فقه و قانون پيش بيني شده است فسخ نكاح مي‌باشد كه در مواد 1121 و 1125 قانون مدني به آن اشاره شده است ، بر اساس اين مواد “جنون هر يك از زوجين” به شرط استقرار اعم از اينكه مستمر باشد يا ادواري ، سبب شناسايي حق فسخ نكاح براي طرف مقابل شناخته شده هر چند كه جنون شوهر بعد از عقد ايجاد شده باشد.

لازم به ذكر است كه از نظر حقوقي كسي را مبتلا به جنون مي‌دانند كه فاقد درك و شعور بوده و از نظر عقلي كنترل رفتار و اعمال خويش را نداشته باشد.

لذا چنانچه به تشخيص پزشك متخصص ، شوهر شما به “جنون” مبتلا شده باشد مجاز به اعلام فسخ نكاح بوده و پس از اثبات جنون شوهر در دادگاه ، حكم بر انحلال نكاح از طرف دادگاه خانواده صادر خواهد شد.

اما اگر شوهر شما دچار ضعف اعصاب بوده و يا مبتلا به افسردگي يا ساير بيماريهاي رواني بوده كه عنوان جنون بر آن صدق نكند ، ديگر امكان انحلال نكاح وجود ندارد. اما اگر شوهر عصباني و پرخاشگر بوده و با اعمال و رفتار خشونت آميز ، عرصه را بر همسرش تنگ نمايد و بيم خطرات جاني و حيثيتي براي زوجه باشد ، زن مي‌تواند با مراجعه به دادگاه و با استناد به ماده 1130 قانون مدني به دليل عسر و حرج تقاضاي طلاق نمايد.

 

رها كردن خانواده و طلاق مادر

سوال :

ما خانواده اي چهار نفره هستيم كه سالها در تهران زندگي كرديم اما به دليل اينكه پدرم بيكار بود ما را به روستاي محل سكونت مادربزرگم برد و از يك سال پيش من و خواهر و مادرم در روستا زندگي مي‌كنيم. مادرم سخت مريض و بدحال است و احتياج به جراحي دارد ولي پدرم ما را رها كرده  و هزينه هاي درمان مادرم را نمي‌پردازد. آيا پدرم از نظر قانوني حق دارد ما را وادار به زندگي در روستا كند ؟ آيا با اين اوصاف مادرم مي‌تواند از وي شكايت كند و طلاق بگيرد؟


جواب :

مسلم است كه پرداخت تمام نفقه اعضاء خانواده بر عهده پدر بوده و نسبت به همسر،  مطابق ماده 1107 قانون مدني : “نفقه عبارت است از همه نيازهاي متعارف و متناسب با وضعيت زن از قبيل مسكن ، البسه ، غذا و اثاث منزل و هزينه هاي درماني و بهداشتي و خادم در صورت عادت در صورت عادت يا احتياج به واسطه نقصان و يا مرض”.

بنابراين تهيه يك مسكن آن هم متناسب با وضعيت زن از وظايف شوهر است كه البته تشخيص اين تناسب با دادگاه مي‌باشد.

به هر حال منزل مسكوني هم از حيث وضعيت و امكانات خود مسكن و هم از حيث محل بايد متناسب با وضعيت زوجه باشد و مرد حق ندارد همسرش را در هر نوع مسكن ودر هر محلي سكني دهد.

حال سؤال اين است كه اگر مردي چنين وضعيت دشواري را براي همسرش به وجود آورد آيا اين وضعيت مجوزي براي طلاق خواهد بود؟

در پاسخ بايد گفت عدم اجراي هر يك از اجزا و اركان نفقه من جمله تأمين مسكن متناسب و در محل مناسب و يا تأمين هزينه هاي درمان ، اين حق را به زن مي‌دهد كه از دادگاه بخواهد شوهرش را مجبور به تهيه مسكن متعارف و متناسب نموده و يا هزينه هاي درماني او را پرداخت نمايد و دادگاه شوهر را به اين امر الزام خواهد كرد.

در هر حال چنانچه شوهر نخواهد و يا نتواند از عهده وظايف قانوني خود برآيد ، زن مي‌تواند براي طلاق به دادگاه مراجعه كند. 

 

 

دختر 21 ساله

سوال :

دختري 21 ساله هستم بعد از 6 ماه كه به عقد همسرم درآمدم متوجه نشدم بر اثر تصادف در يك پايش پلاتين گذشته اند به طوري كه به درستي نمي تواند پايش را حركت دهد و يا قادر به انجام هر كاري نيست نمي تواند وسايل سنگين را بردارد در حالي كه قبل از عقد راجع به اين موضوع صحبتي نكرده بود آيا مي توانم به خاطر اين دروغ طلاق بگيرم ؟


جواب :

وجود پلاتين در پا ، از عيوب مرد محسوب نمي شود و موجبي براي فسخ نكاح و طلاق نمي باشد . ولي طبق ماده 647 قانون مجازات اسلامي ،‌ چنانچه هر يك قبل از عقد ، يكديگر را فريب دهند و عقد بر مبناي آنها واقع شود ، مرتكببه حبس تعزيري از شش ماه تا دو سال محكوم مي گردد.