سوالات متداول

ارث پدري

سوال :

در يكي از شهرهاي اردبيل زندگي مي كنم در ابتداي زندگي از پدرم املاك و باغ به من ارث رسيد كه به عنوان سرمايه در اختيار همسرم قرار دادم و از طريق آنها به ثروت زيادي رسيد ولي حالا حاضر نيست حتي يك خانه كوچك به نام من بكند چگونه مي توانم حق خود را مطالبه كنم؟


جواب :

همانطور كه مي دانيم ، نفقه زن بر عهده شوهر مي باشد به بيان ديگر زوجه ، هيچ تكليفي در باب مساعدت مالي به شوهر نداشته و به همين لحاظ ، اين خواننده محترم مي تواند تمام اموالي را كه در اختيار همسرش قرار داده است ، مطالبه نمايد.

ماده 265 قانون مدني نيز بر استرداد چنين اموالي ، صحه گذارده است.

بموجب اين ماده : “هر كس مالي به ديگري بدهد ، ظاهر در عدم تبرع است ، بنابراين اگر كسي چيزي به ديگري بدهد بدون اينكه مقروض آن چيز باشد ، مي تواند آن را استرداد كند.”

اجازه ازدواج پس از فوت

سوال :

بعد از فوت شوهر ، آيا خانواده شوهر (اعم از پدر ، مادر ، برادر ) به طور قانوني حق دخالت در سرنوشت عروس براي ادامه زندگي خود مثلاً ازدواج نيازي به اجازه آنها دارد يا خير ؟


جواب :

در مورد ازدواج دوم ،‌حتي نياز به ازدواج پدر و جد پدري دختر نيست و خانواده شوهر (پدر شوهر و برادر شوهر) حق دخالت در امور زندگي عروس را ندارند. اما اين نكته را به خاطر داشته باشيد ، كه پدر و يا جد پدري كودك ، ولي خاص او بوده و نسبت به اولاد خود ولايت دارند و در كليه امور مربوط به اموال و امور مالي آنها ، نماينده قانوني كودكان مي باشند ، هر چند كه حضانت اطفال بر عهده مادر قرار داشته باشد.

اجاره نامه

سوال :

بنده 17 سال باغ چاي شخصي را بدون تنظيم قرارداد يا اجاره نامه عادي يا ثبتي ذر اختيار داشته ام و هر ساله پس از برداشت نموده محصول حاصل را با مالك زمين تقسيم نموده و ولي امسال مرا تحت فشار قرار داده و مي‌خواهد زمين خود را پس بگيرد . با توجه به اينكه من 17 سال تمام براي اين زمين زحمت كشيدم آيا حقي نسبت به اين زمين دارم ؟ لطفاً مرا راهنمايي كنيد؟


جواب :

درقوانين فعلي ايران به استثناء يكي دومورداستثنائي،ازجمله در“ قانون اصلاحات ارضي” سابق ، هيچگونه تصريحي به “حق ريشه”   كه در عرف مختلف به “حق زارعانه” ويا “حق آب وگل” نيز مناطق موسوم است ، نشده است.

از طرف ديگرزمين كشاورزي مورد بحث ، با يك توافق اوليه دراختيار زارع قرارگرفته ولذا مالك زمين حق استرداد اراضي خويش را دارد.

بديهي است در صورتي كه زارع اقدام به غرس اشجار و يا احداث بنا در داخل اراضي موصوف  با اجازه مالك ، نموده باشد ، مستحق دريافت بهاء آنها مي باشد.

 

اجاره خانه

سوال :

پسرم در يكي از شهرهاي شمالي دانشجوست . وقتي براي اجاره خانه براي سكونت او مراجعه مي كنيم معادل قيمت خانه از ما چك مطالبه مي كنند. آيا راه بهتري براي   تضمين تخليه خانه وجود ندارد؟


جواب :

بر طبق ماده 2 و 3 قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1376 ، چنانچه قراردادهاي عادي اجاره با قيد مدت در دو نسخه تنظيم شده و به امضاي موجر و مستأجر و دو   نفر شهود مورد اعتماد طرفين برسد ، پس از انقضاء مدت اجاره چنانچه سند رسمي اجاره در دفترخانه تنظيم شده باشد ، مستأجر ، توسط دواير اجراي ثبت ظرف يك هفته موظف به تخليه عين مستأجره است و چنانچه سند عادي تنظيم شده باشد ظرف يك  هفته پس از تقديم تقاضاي تخليه ، به دستور مقام قضايي توسط ضابطين قضايي ، تخليه انجام خواهد گرفت. بنابراين مالكين اماكن مسكوني با تصويب قانون فوق الذكر ديگر هيچگونه دغدغه اي براي تخليه ملك نداشته و نيازي به گرفتن چك و يا هر سند مالي ديگر ، جهت تضمين تخليه ، ندارند.

Asibe Chashm

سوال :

فرزندم كلاس اول دبستان است. در كلاس بر اثر شوخي يكي از همكلاسيهايش از ناحيه چشم آسيب ديده است. آيا در اين مورد مسؤلين مدرسه نيز معتقد هستند و مي توان از آنها شكايت كرد و به چه مرجعي بايد مراجعه كرد؟


جواب :

بر اساس ماده 7 قانون مسؤليت مدني (مصوب سال 1339) : “كسي كه نگاهداري يا مواظبت مجنون يا صغير يا قانوناً يا بر حسب قرارداد به عهده او مي باشد در صورت تقصير در نگاهداري يا مواظبت ، مسؤول جبران زيان وارده از ناحيه مجنون يا صغير مي باشد و در صورتي كه استطاعت جبران تمام يا قسمتي از زيان وارده را نداشته باشد از مال مجنون يا صغير زيان جبران خواهد شد و در هر صورت جبران زيان بايد به نحوي صورت گيرد كه موجب عسرت و تنگدستي جبران كننده زيان نباشد”.

با عنايت به اينكه اولياء و مسؤولين مركز آموزشي ، موظف به نگهداري اطفال مي باشند ، لذا به نظر مي رسد كه مستنداً به اين قانون، مجاز به طرح شكايت در مراجع قضائي مي باشيد. از طرف ديگر به موجب مفاد ذيل ماده 8 “قانون رسيدگي به تخلفات اداري” از جمله بندهاي 2 و 14 آن (نقض قوانين و مقررات مربوط و كم كاري وسهل انگاري در وظايف محوله) مجاز به طرح شكايت در هيأت هاي مذكور شامل هيأتهاي بدوي و تجديد نظر مي باشد كه مطابق قانون مذكور و آئين نامه اجرايي آن شروع به رسيدگي و صدور حكم در خصوص كارمند و يا كاركندان متخلف خواهند نمود.

 

 

بازداشت موقت

سوال :

اگر فردي مظنون به  قتل باشد و او را بازداشت موقت كرده باشند و نتوانند جرم او را به اثبات برسانند تا چند وقت دادگاه مي تواند او را در بازداشت موقت نگه دارد ؟ و فرد با چه اقداماتي مي تواند از زندان (بازداشت موقت) خارج شود؟


جواب :

از سئوال خواننده محترم ، مشخص نمي گردد كه منظور ايشان از “قتل” ، كداميك از انواع سه گانه آن (يعني عمد ، غير عمد و يا خطاء محض) مي باشد ؟!

اما بطور كلي ، منظور از بازداشت موقت ، اين است كه در طول تحقيقات مقدماتي ، متهم در دسترس بوده و بر طبق ماده 32 قانون آئين دادرسي دادگاه هاي عمومي و انقلاب (در امور كيفري) ، اگر قرائن و امارات موجود ، ذلالت بر توجه اتهام به متهم نمايد ، صدور قرار بازداشت موقت از طرف قاضي دادگاه ،.. جايز مي باشد.

ضمناً بموجب ماده 35 همان قانون ، در مورد قتل عمد ، با همان شرايط فوق ، صدور قرار بازداشت موقت ، الزامي مي باشد.

بعبارت ديگر قاضي موظف به بازداشت متهم خواهد بود.

البته متهم و يا وكيل او ، مي تواند به قرار بازداشت ، اعتراض كرده و به اين اعتراض در دادگاه تجديد نظر و خارج از نوبت رسيدگي خواهد شد.

در هر حال بموجب ذيل ماده 37 قانون فوق الذكر ، در تمام موارد ، قاضي پس از يكماه ، در صورت ضرورت مكلغ به تجديد قرار و يا آزادي متهم با تأمين مناسب مي باشد.

فوت راننده مقصر

سوال :

پدرم راننده كاميون بود و در جاده اهواز با يك تريلي تصادف كرد و متأسفانه پدر من و راننده تريلي هر دو فوت كردند بي احتياطي راننده تريلي علت تصادف اعلام شد كه سبب كشته شدن پدرم شد. با توجه به اينكه راننده تريلي مقصر بوده و فوت هم كرده آيا ما مي توانيم ديه پدرم را از خانواده مقصر بگيريم ؟ آيا مي توانيم عليه آنان شكايت كنيم ؟


جواب :

در ماده 294 قانون مجازات اسلامي در تعريف ديه آمده است : “ديه مالي است كه به سبب جنايت بر نفس يا عضو به مجني عليه يا به ولي يا اولياء دم او داده مي شود”.

طبق نظريه 6749/7  مورخه 6/11/1372 اداره حقوقي قوه قضاييه ، ديه فقط مجازات نيست كه با مرگ مجرم ساقط شود. بنابراين ديه علاوه بر مجازات ، جنبه مالي دارد.

بنابراين شما مي توانيد به عنوان اولياء دم راننده اي كه فوت شده ، عليه ورثه راننده متخلف شكايت كنيد.

مطابق رأي وحدت رويه شماره 563 مورخه 28/3/1370 رسيدگي به اين دعوي از آن جهت كه جنبه مالي دارد در صلاحيت دادگاه حقوقي است.

سقط جنين در پي اختلافات

سوال :
همسرم در پي اختلافات زناشويي بدون اجازه من اقدام به سقط جنين كرده است . آيا مي‌توانم از وي شكايت كنم ؟ دادگاه چه مجازاتي براي وي در نظر خواهد گرفت؟


جواب :

مطابق ماده 489 قانون مجازات اسلامي ، زني كه اقدام به سقط جنين بنمايد محكوم به پرداخت ديه خواهد شد كه ميزان آن با توجه به مراحل مختلف رشد جنين (مذكور در ماده 487 همان قانون) تعيين مي‌شود.

از طرف ديگر چنانچه سقط جنين عمداً توسط مادر و با كمك هر شخص ديگراعم از مباشر يا معاون انجام شود ، مباشر و معاون نيز حسب مورد به مجازات هاي مذكور در قانون مجازات اسلامي (مواد 623 و 624 حداقل 3 ماه و حداكثر 5  سال بر حسب شرايط مندرج در مواد مذكور ) محكوم خواهند شد.

تنبيه پدر

سوال :

اگر پدري فرزند خود را تنبيه كند كه منجر به جرح شود آيا به عنوان ديه مي توان از او  مبلغي دريافت كرد؟


جواب :

والدين كودك مي توانند مطابق عرف ، كودك خود را از باب تأديب ، تنبيه كرده ولي مجاز به آسيب رساندن به كودك نمي باشند ، ماده 1179 قانون مدني نيز بر اين مطلب تأكيد نموده است. بموجب اين ماده : “ابوين حق تنبيه طفل خود را دارند ولي به استناد اين حق نمي توانند طفل خود را خارج ازحدود تأديب ، تنبيه نمايند.”

بنابراين ، مي توانيد مراتب را به دادگاه ذيصلاح اطلاع داده تا اقدامات قانوني جهت حفظ حقوق كودك بعمل آيد.

تصادف در پاركينگ

سوال :

حدود دو سال است كه به عنوان كارمند در شركتي مشغول به كار شدم و بيمه تأمين اجتماعي نيز هستم. حدوداً يك ماه پيش در محل پاركينگ شركت و در كنار يكي از ماشين ها ايستاده بودم كه راننده شركت از من خواست براي بيرون رفتن وي از پاركينگ او را راهنمايي كنم. من پشت وانت وي ايستاده بودم و پاركينگ كاملاً تاريك بود و راننده هم بينايي كافي نداشت.

در موقع دور زدن خودرو ، دست من لاي دو ماشين مانده و به شدت مجروح شد. بعد از انتقال به بيمارستان ، پزشكان معالج اعلام كردند كه دست چپ من نياز به عمل جراحي داشته و بايد پلاتين در آن كار گذاشته شود.

در طول مدت درمان و به خاطر رابطه همكاري از راننده شركت شكايت نكردم ولي متأسفانه او اصل تصادف را در حال حاضر منكر شده و خسارات وارده به من از جمله هزينه هاي بيمارستان را نيز نمي‌پردازد.

من نيز نمي‌دانم از وي بايد شكايت كنم يا از شركت محل خدمتم كه تصادف در آنجا رخ داده است. با توجه به اينكه بيمه بوده‌ام آيا مي‌توانم از شركت هم شكايت كنم و ديه بگيرم؟ ضمناً موقع بروز حادثه كسي در محل حضور نداشته است. آيا وي مي‌تواند منكر تصادف شود؟‌


جواب :

خواننده محترم مي‌تواند براي حادثه اي كه برايشان اتفاق افتاده به دادسراي مستقر در محل وقوع حادثه مراجعه كرده و شكايت خود را مطرح نمائيد.

بديهي است كه بايد شهود و دلايل كافي نيز داشته باشند. چنانچه فردي از همكاران شركت و يا دربان پاركينگ متوجه تصادف شده باشند ، شهادت آنها كافي در اثبات وقوع حادثه خواهد بود.

از طرف ديگر ، چنانچه تصادف در حين انجام مأموريت كاري و در ساعت اداري انجام گرفته باشد ، حادثه ناشي از كار تلقي شده و به شرط تحقق شرايط مندرج در مواد 59 و 62 قانون تأمين اجتماعي ، مجاز به دريافت غرامت دستمزد ايام بيماري از سازمان تأمين اجتماعي مي‌باشيد.